محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
275
مجمع الانساب ( فارسى )
موميايى همه دانند كه را خرج شود * هر كجا پشه به پهلو زدن آيد با شير چون اين معنى بر رأى جهان آراى سلطان كه محلل اشكال قضا و مصور اشكال قدر بود عرضه داشتند فى الحال با فوجى از حشم منصور و موجى از درياى عساكر موفور - كثرهم اللّه تعالى الى يوم النشور - عزيمت بر آن صوب كه مقام و مخيم آن ملاعين بود معطوف داشت . دولت در ركاب همايون نصر من اللّه و فتح قريب گويان و نصرت بر فراز چتر فلك ساى پويان ، خداى حافظ و دولت رفيق و بخت قرين * سپهر طايع و عالم به كام و فتح معين متوكلا على اللّه تعالى در اول جمادى الاول من السنة المذكور در حدود زنگان بديشان رسيد و از آنجا كه حسن شفقت و كمال نصفت آن پادشاه دربارهء بندگان حق شامل بود انديشه فرمود و بر ابتدا يكى از بندگان حضرت و مشفقان درگاه امير بو بكر نامى به ايلچىگرى نامزد فرمود مخبر به مواعيد و وعد و وعيد و معلم به ابشار و انذار تا ايشان را به ايلى دعوت كند و آيهء أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ « 9 » بر ايشان خواند محض غرض آن كه حجت گرفته باشد مگر به طريق جميل و وجه صواب به ايلى باز آيند و پادشاه رحيم نيز از كمال مرحمت پادشاهانه قلم اغماض و رقم عفو بر جرايد جرايم آن بدبختان فروكشد و وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ « 10 » كه از شمايل مرضيه و خصال حميدهء آن شاه جهان پناه بود كار فرمايد تا خون طايفهاى كه عرس تربيت و پروردهء عاطفت او و اسلاف او بودهاند ريخته نشود . چون چنگ فنا گريبان بقاى ايشان گرفته بود و از روزگار حياتشان جز ساعتى نمانده ايلچى را كاس فنا چشانيدند و در فور پاره كردند . كه را بخت برگردد از روزگار * همه آن كند كش نيايد به كار خسرو كشورگير در زمان كه بدين جرأت شنيع مطلع گشت دلاوران سپاه را نداى يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ « 11 » در داد . به گردن كشان گفت يكسر به تير * كنيد آسمان تيره بر ماه و تير همه جنگ با پيل داران كنيد * بديشان چنان تير باران كنيد
--> ( 9 ) . از آيهء 59 سورهء نسا . ( 10 ) . از آيهء 134 سورهء آل عمران . ( 11 ) . از آيهء 73 سورهء توبه .